عشق واقعی
@انسان با عشق خود مرگ را پس می زند@
روزهاي... نمي دانم اسمش را چه گزارم.... اما روزهاي پر بارانيست... هم هواي اينجا ابريست....هم هواي دلم... بي اختيار مي بارم...بي دليل...بي هوا... اگر به باران رسيده بودم... اگر از باران گذشته بودم.... حيف كه باران راهم را بست... سيل تمامي اميدم را با خود برد... مثل باد كه يادم را برد... مثل آفتاب كه مرا سوزاند... انگار... ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند.... اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : " عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود زندگی خسته کنندست خودت میدونی مثل مرداب کشندست خودت میدونی توی این بازی به رنگ شطرنج جنون .. هر که باخت برندست خودت میدونی نیمه گمشده را که بی صدا می شکنمش بطن یک قلب تپیدست خودت می دونی تا که خون میچکد از دستو دلم میفهمم عشق چاقوی برندست خودت می دونی
از لبه ی چترش
چکه می کند رد پایش
بر ایستگاه خیس
سراسیمه سرک می کشد
بختک خواهرم لیلی
کوپه کوپه های قطار را
هی هی
لیلی لیلی
قطار رفت
قطار رفت
تا تعبیر کند جیغش خواب ترک خورده ی پل را
بتکاند شانه ی خسته ی کاج را
قطار رفت
قطار رفت
لیلی
لیلی هنوز ایستاده است و دست تکان میدهد
برای کوپه کوپه های خالی
...........
شعر از رضا رحیمی
| Design By : Night Melody |


